الشيخ محمد علي الگرامي القمي
85
مذهب (فارسى)
زندگى مادى معنويت محكوم مىگردد . حتى ممكن است انسان مطالعهاش در فلسفه ، و رشتهء كارش تاريخ فلسفه و بررسى نظريات فلاسفه باشد ولى نه به عنوان تحقيق بلكه : تا عقايد ديگران را در مغزش انباشته كند ، تا كتابى در اين باره بنويسد ، تا از نويسندگان فلسفه به شمار آيد ، تا حس مقام خواهيش ارضاء بشود ، در اين صورت كارى به واقعيت ندارد ، منظور نقل عقايد است ، و در اين مسير هرگز عقيدهاى به دل نمىنشيند . راسل تاريخ فلسفه مىنويسد و عقايد خداپرستان اروپا را نيز مطالعه مىكند ولى وقتى مىخواهد از خودش دربارهء خداشناسى حرف بزند اين طور مىگويد : « دانش طبيعى يا تنها سرچشمهء معرفت ما هيچ پشتيبانى براى اعتقاد به خدا ، يا مرگ ناپذيرى روح به دست نمىدهد ، از اين گذشته نظريهء ناميرائى درست در خود ياوه و بى معناست ! زيرا اگر روان ، مرگناپذير مىبود مىبايستى همهء مكان يا فضا را پر كرده باشد ، بنياد دين از ترس است و بنابراين شر است . علاوه بر اين دشمن نيكى و نزاكت ، در جهان نوين است و نشانهاى براى انسانهائى كه هنوز به رشد و بلوغ نرسيدهاند . . . » « 1 » مىبينيد كه براى رسيدن به خدا آزمايشهاى طبيعى را دليل مىطلبد ، و
--> ( 1 ) - فلسفهء معاصر اروپائى به قلم بوخنسكى ايتاليائى ترجمه اشرف الدين خراسانى .